سفارش تبلیغ
صبا ویژن

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

 
یه دخترشاد
یکشنبه 89 اسفند 29 :: 1:26 صبح ::  نویسنده : مرضیه عیاری       
در تصویر حکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید،هیچکس عصبانی نیست
.هیچکس سوار بر اسب نیست
،هیچکس را در حال تعظیم نمیبینی
،هیچوقت برده داری در ایران مرسوم نبود
،در بین این صدها پیکر تراشیده شده
،حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد
،این آداب اصیلمان است.(نجابت،قدرت،احترام،مهربانی،خوشرویی)
ما همه ی ایرانیان باید یادمان بماند چه بودیم و چه شدیم.......
نوروز باستانی مبارک....



موضوع مطلب :


چهارشنبه 89 اسفند 25 :: 12:2 عصر ::  نویسنده : مرضیه عیاری       
بیتو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها هجری وشمسی همه بی خورشیدند
سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصلها را همه با فاصله ات سنجیدند
تو بیبیی.همه ساعتهاثانیه ها
از همین لحظه همین دم عیدند
اللهم عجل لولیک الفرج
عیدتون مبارک



موضوع مطلب :


یکشنبه 89 اسفند 22 :: 11:47 صبح ::  نویسنده : مرضیه عیاری       

وقتی کسی را دوست داری گفتنش آسانتر است.

شنیدنش آسانتر است.

کار کردن آسانتر است.

ووقتیکه کسی تو را دوست دارد......

خندیدن آسانتر است 

 واگر تنهای تنها باشی به مرگ فکر کردن از همه چیز آسانتر است




موضوع مطلب :


شنبه 89 اسفند 14 :: 12:5 صبح ::  نویسنده : مرضیه عیاری       
راز شادی در لذت پاک بردن از چیزهای ساده است.



موضوع مطلب :


سه شنبه 89 اسفند 10 :: 11:40 عصر ::  نویسنده : مرضیه عیاری       

روزگارا!که چنین سخت به من میگیری باخبرباش که پژمردن من آسان نیست گرچه دلگیرترازدیروزم.لیک باوردارم دلخوشیهایم کم نیست.زندگی بایدکرد




موضوع مطلب :


سه شنبه 89 اسفند 10 :: 12:20 عصر ::  نویسنده : مرضیه عیاری       
باور کن که با اوهرگزتنهانیستی،فقط کافیست عاشقانه به آسمان نگاه کنی واورادرمیان اشکهایت بجویی..



موضوع مطلب :


دوشنبه 89 اسفند 9 :: 9:2 عصر ::  نویسنده : مرضیه عیاری       
ژنرال وستوان جوان زیردستش سوارقطارشدند.تنهاصندلیهای خالی درکوپه،روبه روی خانمی جوان وزیباومادربزرگش بود.آنهاروبه روی آن خانمهانشستند.قطارراه افتادو واردتونلی شد.حدود10ثانیه تاریکی محض بود.درآن لحظات سکوت،کسانیکه درکوپه بودند2چیزشنیدند:صدای بوسه وسیلی.هریک ازافرادی که درکوپه بودندازاتفاقی که افتاده بودتعبیرخودش راداشت.خانم جوان دردلش گفت:ازاینکه ستوان مرابوسید.خوشحال شدم اما ازاینکه مادربزرگم اوراکتک زدخیلی خجالت کشیدم.مادربزرگ به خودگفت:ازاینکه جوانک نوه ام رابوسید کفرم درآمداماافتخارمیکنم که نوه ام جرأت تلافی کردن داشت.ژنرال آنجانشسته بودوفکرمیکردستوان جسارت زیادی نشان دادکه آن دختررابوسیداماچرااشتباهی من سیلی خوردم.ستوان تنهاکسی بودکه میدانست واقعاچه اتفاقی افتاده است.درآن لحظات تاریکی اوفرصت راغنیمت شمرده که دخترراببوسدوبه ژنرال سیلی بزند. نتیجه:زندگی کوپه قطاری است وماانسانهامسافران آن،هرکدام ازماآنچه رامیبینیم ومیشنویم براساس پیشفرض هاست وحدسیات‎ ‎ومعتقدات خودارزیابی ومعنی میکنیم،غافل ازاینکه ممکن است برداشت ماازواقعیت منطبق برآن نباشد. مامیگوییم حقیقت رادوست داریم امااغلب چیزهایی راکه دوست داریم حقیقت مینامیم



موضوع مطلب :


1   2   3   >   
درباره وبلاگ

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست ودلم بس تنگ است.بیخیالی سپر هر درد است،باز هم میخندم،آنقدر میخندم که غم از روی رود
پیوندها
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 20
بازدید دیروز: 39
کل بازدیدها: 64454

کد ماوس